نبات نامه باب دویوم (دماغ المبارک)

فاطمه رضا زاده

فاطمه رضا زاده -فی المجلس در حرمسرا نشسته بودیم که دماغ السلطنه همسر پنجم جناب حاکم در تیلیفون ناهمراهش عکسی نشانمان داد حیرت‌آور! گفت در بلاد همسایه «تلخن آباد» طبیبی است که دماغ زنان را بُریده و کوچک مینوماید. راپورت داده اند که کوچک کردن دماغ، خوش یمنی برای مملکت بهمراه می آورد.
دماغ السلطنه؛ پریشان خاطر سر به بی تابی گذاشت و آه و ناله در اندرونی راه انداخت که پفتال السلطان ما را دوست نمی دارد. فی الواقع دماغ ما برای دولت خان بدشگونی به همراه آورده است. ملاحظه نمی کنید محصول باغات «چمنستان» کم شده است؟ هکتارها زمین در ولایت «سروستان» در آتش سوخت.
جشن تلف مُلک «باغستان» با کاستی سرویجات مستراح کان لم یکن تلقی شد. این همه بدبختی  برای مملکت خان¬مان بواسطه بد یمنی این دماغ نامبارک ماست.  این ها را گفتند و باز آبغوره گیری از سر گرفتند.
فی الحال طفلک مادر مرده حق داشت. دندان در دهان نداشته باشی، بهتر است تا دماغت زودتر از دهانت توی استکان چای برود.
جناب حاکم یک دوکتور روانشناس به اندرونی احضار کرد که روان این دخترک روان پریش را آرام کند، اما افاقه نیوفتاد.
دماغ السلطنه؛ اشک ریزان گفت:«مرا به تلخن آباد نبرید. خودم دماغ بد شگونم را خواهم بُرید. کار که بالا گرفت من با جامی نبات داغ خاکشیر به حضور حاکم رسیدم. عرضه داشتم:«ای نامت بر قله افتخارات کرمان زمین، ای حاکم همسر دوست که چشم عنایت و احترام به زنان حرمسرا دارید. این طفلک را متهم به روان پریشی کردند. الحق صورتش را این دماغ  نامبارک و نامتعادل، زشت نموده است. سرتان سلامت! چه ایرادی دارد پول توی جیب اجنبی ها بریزید؛ ولی دماغ های زیبایی روی صورت زنان ولایت مان بنشیند.  بالاخص ماترک حمله آقا محمدخان که چشمان رعیت را کور نمود، دماغ اهالی کرمان در گذر زمان قوت و ابهتی بیشتر گرفته است. عجالتاً بنده استدعا دارم با درایت خود این مسئله را فیصله بدهید.
پفتال السلطان؛ بادی به غبغب انداخت و با لبخندی زیر سبیل پهن همایونی ما را مورد تفقد قرار داد و امر فرمود، نازک الدوله به تلخن آباد برود و طی قراردادی امتیاز ده سال برداشت محصول آلوزردهای باغ ملک منصور را به آنان اعطا کند. در عوض طبیب به کرمان فرستادند و دماغ السلطنه توانست با دماغ کوچکش خوش‌شانسی را به سرزمین کرمان به ارمغان بیاورد.
همانا ما زنان برای اعتلا و پیشرفت سرزمینمان از جان گذشتگی پیشه مینوماییم.
نبات السلطنه

پی نوشت: نویسنده به عمد، کلمات و فعل ها را شکسته و خرد و خاکشیر کرده و با نگارش جدید نوشته است.

نظرات بسته شده است.